یه دلتنگی کوچک......
L ) Lake Of Sorrow دریاچه ی غم
O ) Ocean Of Tears اقیانوس اشک
V ) Valley Of Death And دره ی مرگ و
@@یــــــــارب چــــــه تـــــوان کـــــــرد کــــه تـقــــدیـــــــر چــــنـــیــــن بــــــود@@
میخوام درباره کسی بنویسم که میدونم خیلی کوچکتر از اونم که بخوام بگم من طرفدارشم....
خــــــــــــــــــدا داد عـــــــــــــــــــــــزیـــــــــــــــــــــــــــزی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بله حتما همه شما ماجرای بعد بازی پیام و مقاومت شیراز رو میدونید.... نمیخوام قصه تکراری
بگم .... نمیخوام لفظ قلم بنویسم.... میخوام خدادای بنویسه به قلم عزیزی....
میخوام بنویسم لعنت به این فوتبال که چقدر کثیف شده..... میخوام بگم این رسم قهرمان نگه داری
ماست؟ مینویسم از نامی که سالهاست عزیز دردانه تمام ملت ماست.....
از کسی که حتی کسانی که فوتبال دوست نیستند برایش احترام قائلند.... چون ایران ر ا سرفراز کرد...
دیشب برنامه زیبای ۹۰ را که میدیدم اشک ناخواسته از چشمانم جاری شد.... این خداداد بود که
داشتن محاکمه اش میکردند؟ چه بر سر این فوتبال آمده که ستاره هایمان را یکی یکی خاموش میکند؟
این چه رسمی است که ما داریم..... کسی را تا عرش بزرگ میکنیم و بعد با یه تلنگر خردش میکنیم...
برای آن فردی که مدعی شده مورد ضرب و شتم خداداد قرار گرفته خیلی متاسفم.....
آقای عزیز من ..... ما..... همه طرفداری خداداد تو و کسانی که این سناریو را راه انداختید به امام رضا
واگذار کردیم..... خوب میدانی که این عزیز دنبال مدرک برای اثبات بی گناهی یا گناهکار بودن کسی
نیست..... از فردایت بترس....دوست داشتی مطرح بشی ؟ خوب شدی.... بس کن اقای محترم....
چرا از نام مقدس خبرنگار سودجویی میکنی؟ چه خبر نگاری بودی که کسی نمیدانست؟
بله یادم رفت این روزها هر آماتوری میگوید خبرنگار است.... مشکل از تونیست.... از جعفری و عزیزی
هم نیست..... مشکل از بزرگان عرصه نوشتن است.....
کاش کسی به فکر این مشکل ما بود که هر بی سر و پایی نگوید من خبرنگارم.... از تمام قلم نویسان
عزیز معذرت میخواهم قصد توهین به هیچ کس را ندارم ولی .....
امیدوارم که این فوتبال و مسولانش از خواب زمستانی بیدار شوند.... اشک های خداداد را هرگز
فراموش نمیکنیم..... خودش ما را ببخشد...................
![]()
![]()
بـــــــهـــــــــــتــــــــریــــــــــن عــــــــــلـــــــــی مـــــــــــــن![]()
![]()
![]()
سلام ![]()
![]()
سلام خوبید ؟ امیدوارم که مثل من باشید توپه توپ![]()
![]()
اگه گفتید چی خبره ؟ بله تولده !!!!!![]()
![]()
تولد کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
به افتخار این اعجوبه بزن دستو
ماشالله براش چه جشنی بگیرن![]()
![]()
خوش به حال هاوش و هریسارش کاش منم بودم
حالا اینجا به عنوان خفن ترین واسیدی ترین
حامی علی اومده تولدش رو به خودشو همه اونایی که علی رو دوست دارند تبریک بگم![]()
![]()
![]()
جناب آقای محمد علی کریمی پاشکی فوتبالیست ارزنده ایران عزیز
۱۷ آبان زادروز شما را با
تقدیم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به عشق پیراهن دوست داشتنی خودتان ، حضورتان تبریک
عرض میکنیم.... ![]()
![]()
![]()
این مطلب رو تنها برای اونایی نوشتم که میگفتن علی کریمی تمام شده......
وقتی علی به پرسپولیس برگشت خیلی ها میگفتن اومده خودشو به تیم ملی تحمیل
کنه.......... میگفتن علی اومده تا مثل بعضی ها کنه تیم ملی بشه..........
ناگفته نمونه که علی دایی هم شاخ و شانه کشیده بود که اگه اگه اگه علی تو 3 یا
4 تا بازی اوکی باشه شایده شاید ببرش تیم ملی!!!!!!!![تعجب][شیطونک]ولی.....
روزگار و علی کریمی چه کردند با قلب ما!!!!!!!!!! تنها یک بازی اول علی خوب کار
نکرد که آن را به حساب دور بودنش از جو تیم میگذاریم..... علی شد نور محافل.....
آنهایی که مینوشتند کریمی تمام شده حالا شده اند مگسان گرد شیرینی.....
علی کریمی به به علی کریمی به به!!!!!!
خنده دار است به خدا............... میگفتن آمده خودش را تحمیل کنه ولی علی مردانه گفت به تیم ملی فکر نمیکند.............واین آنچه بود که دشمنانش میخواستن........علی را وادار به خروج از تیم ملی کردن در حالی که شایسته تر از علی در حال حاضر کسی نیست............
درست است برای من و مایی که سالها عاشق تکنیک علی بودیم وداع با او در عرصه ملی سخت
است ولی من و ما حق به علی میدهیم که برود..... باید برود............
خـــــــــــداحافــــــــــــــظ رفــــــــــیــــــــــــق
این اخرین نامه ای که دلم میخواهد برایت بنویسد و دستانم تند تند آن را مینویسند....
دلم نمیآید برای آخرین بار سلامت میکردم ولی این کار را کردم چون برای تو و من بهتر بود.....
من گفتم دوستت ندارم ولی دروغ بود چون داشتم و لی غروری به بزرگی آن داشتم که تو را از من جدا
کرد و تو بی معرفت تر از آن بودی که مرا ببخشی..... دیگر نمیخواهم عاشق دلشکسته تو باشم
مهربانم.... این بار قلبم شکست..... نه برای نداشتن تو.... بلکه برای با تو بودن.....
من برای با تو ماندن بهانه ای ندارم دوستت که ...... بگذریم ..............
بهتر است یادتت بماند من دوستت نداشتم...... مریم هم این فکر را میکرد............
خدا بیامرزش................
خیلی حس نوشتن ندارم ولی خیلی ازت گله دارم بابت این همه روزهایی که با هم بودیم....
بابت عشق پاکی که داشتیم ولی......
بایت خیلی چیزها ازت دلگیرم ولی..... ولی هیچ باید برم................
هنوز هم صدای هق هق گریه هایت در گوشم هست مهربانم همیشگی من......
هروقت دلتنگم شدی ............... با غم دل یادم کن.................
خدانگهدار عزیزم
سلام دلنواز روزهایم سلام مهربان وجودم سلام مریم عزیزم.....
این روزها حال و هوای نوشتن ندارم ولی باز هم برایت آمدم تا بنویسم هر چند که کسی هست
که دوست ندارد من برای دلنشین قلبم بنویسم..... مریم عزیز و مهربانم.... اینبار آمدم تا برای همیشه
بروم .... از فکرت از خاطرتت از یادت.... جایی که نشانی از من نباشد .... شاید ناکجا آباد....
مریم پاییزی من..... این روزها دلم گرفته حتی گریم هم تسکینم نمیدهند....
چه میشود کرد ؟ باید سوخت وساخت.....
عزیز من ، منو ببخش که مجبورم برم....
باتشکر از شما میخوام بگم محض این دلی که در به در شده
ما رو از یاد ببرید که واسه ما عشقتون مایه دردسر شده
با تشکر از شما میخوام بگم اگه میشه ما رو تنها بذارید
حال خودمون جا بذارید......
بی خیال یه بار هم که شده
محض ما رو دلتون پا بذارید
رو دلتون
پا بذارید.............
ببخشم مریم عزیز...........
سلام پرسپولیسم..... ببخش که دیر برایت نوشتم......... قلمم را شرمسار مکن......... تقصیری نداشت....
من خود ننوشتم............. اینبار مینویسم از بزرگییت........... ولی باز هم قلم می ایستد.............
دختر تو از بزرگی تیمت نمیتوانی بنویسی............چه کنم ؟ محبوبم ؟ حکایت من و تو ............
یادت میآید چقدر با هم خندیدیم چقدر گریه کردیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند ماه است که برایت چیزی ننوشتم.......... با من قهری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخش بزرگوارم که چند ماه ازتو دور بودم............ اما امدم تا باز هم با هم اتش بازی کنیم.........
افشینت را هم که برگرداندند............ مبارکمان باشد محبوب من.............
تیم من........چیزی تا اغاز راهت نمانده ......... میخواهم استوار باشی...... مثل همیشه
طلایی بمان با ساقهای بلندت...............
دوستت دارم پرسپولیس عزیزم
هر کس را میبینی میگوید یک ان دل بستم..... میگویند عاشق شدند.....
به همین سادگی حرمتت را شکستن.... عشق چه واژه ی مقدسی.... ولی کداممان حرمتش
را حفظ کردیم ؟تا دلمان شکست نفرینش کردیم... اشکهایمان را برای فراموش کردنش سیل کردیم...
و او تنها و بی یار نگاهمان کرد شاید که به خود بیاییم.............
نمیدانم..... شاید این بازی روزگار باشد که چنین است و عجب رسم نا خوشایندی است....
حتی به عشق هم وفا نکردیم..............
ما را چه میشود؟
آقای عشق گریه نکن........... حرمتت را شکستیم........... ما را ببخش بابت تمام بی حرمتی هایمان...
تموم خاطرات ما اشکای چشمای منه
دیگه باید خواب ببینم دستات تو دستای منه
من که دیگه دارم میرم اما
نگی رفت و حرفی نزد..........
خدا نگه دارت باشه گرچه دلم رنجید ازت.........
سلام خدای مهربانی ها.........
این نوشته ها را برایت مینویسم باشد تا بخوانی ............ میخواهم درد دل کنم.
میدانم بنده نافرمانت بوده ام میدانم خطا بسیار کردم ولی چه کنم ؟ اینبار حرف دل است
چه میشود کرد ؟ عاشق شده ، آن هم مغرورانه ............ چقدر خود خواه شده این دل..........
خدایا کسی را دوست میدارم که نمیتوانم به او بگویم دوستش دارم.........
حرف گفتنش نیست دل خجالت میکشد............ میدانم ......... شاید باور کردنش برای او سخت
باشد ولی من دوستش دارم...........
خدایم کمک کن بتوانم در قلبش ساکن شوم من آواره خیابان انتظار شده ام ..........
مردم این خیابان غریب غریبند......... نگاهشان زخم است بر دلم..............
خدایا چه کنم ؟ گفته خوشبخت شوم ................ بی او........................
مگر میشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو تنها شاهد منی .............. من دیوانه ام ............
خدایا تنها تو میدانی که من چقدر دوستش داشتم.......... دارم........... خواهم داشت.........
کاری کن مسافرم برگردد................
به او بگوووووووووو دوستش دارم.............
خدای تنهایی هایم دوستت دارم.
بنده کوچک خودت
سلام مسافر همیشگی خودم ..........
امروز دلم گرفته ولی نمیتونم گریه کنم کاش میدونستم چرا اشکهایم محرم نیستند.........
کاش میآمدی و می بخشیدی این دیوانه خطا کار را .............
میخواهم برایت بنویسم از دوست داشتنم .......... از اینکه چقدر برایت اشک ریختم..........
از انتظارم.........چه واژه تلخی............ انتـــــــــــظــــــــــــار ......
مسافر مهربانم میدانم نمی بخشی ولی میخواهم بدانی دوستت داشتم ..........
حتما لایق عشق مقدست نبودم که میخواهی عذابم دهی............
کاش میشد کلید قلبت را باری دیگر به من دهی تا خود را آنجا زندانی کنم و کلید را در چشمانت
گم کنم............ چه میشود مرا ببخشی ؟ مهربانم .......... جان عزیزت ببخش ...........
من دیوانه هستم دیوانه ترم نکن.....................
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()